خانومونه
     
 

 

استاد ایلیا

 
چهارشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٧

«الله لا اله الا هوالحیّ القیوم»

در موج تازه تخریب شخصیتی و ترور روانی استاد ایلیا «میم»، اداره مبارزه با ادیان و جمعیت های معنوی، بعد از دستگیری استاد، ‌از طرق مختلف و من جمله از طریق اینترنت و رسانه ها تلاش همه جانبه ای را برای این تخریب و ترور به راه انداخته است. استفاده از انواع تهمت های دروغ،‌ اخبار کذب و اسناد جعلی و بهره گیری از انواع حقه های تبلیغاتی و جنگ روانی، محور این تهاجم را تشکیل می دهد. مرکز واحد همه این تهاجم های ظالمانه و ناجوانمردانه، اداره ضد ادیان است که سعی می کند خود را در پوشش منابع مستقل پنهان کند. ما یاران و پیروان استاد برای دفاع همه جانبه از معلم و راهنمای خود و برای ایستادن در برابر منافقان و معاویون، با تمام وجود و با تمام توان خود به میدان آمده ایم و حضور خود را هر جا که احساس نیاز شود، آشکار می کنیم. امروز زمان آزمون ایمان و وفاداری و غیرت ماست پس معلم خود را تنها نمی گذاریم.

منبع:http://www.avamereyasin.persianblog.ir/

 
  لینک دائم


 

عشق هم عشق قدیمی ها!!!

 
دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦

هنوز با من هستید؟ از عشق حقیقی براتون می‌گفتم. بعضی وقت‌ها بعضی مسائل یک جوری با هم قاطی می‌شوند که تشخیصش مشکل میشه، یک مثالش همین عشق و عاشقی است. خیلی فرق هست بین موقعی که آدم بخواد ادعا کنه یک عاشقه، با موقعی که بخواد ادعای عشق یکی دیگر را محک بزند. موقع ادعا کردن آدم از خودش مطمئنه ولی وقتی می خواد یکی دیگر را امتحان کنه، پر از شک و تردید میشه و به این زودی‌ها قانع نمیشه که طرف راست می‌گه و یک عاشق درست و حسابیه.

به نظر شما این که انصافه؟ یک بام و دو هوا که نمیشه! آدم باید بتونه خودش رو و ادعاهای خودش را هم محک بزنه، می‌پرسید چه جوری؟ بهتون می‌گم.

به نظر من اولین محک اینه که ببینید چرا و برای چی عاشق شدید؟ من خیلی در باره آن قدیما و داستان‌هاشون که توی آنها طرف با یک نگاه، یک نه صد دل عاشق می‌شد فکر کردم. به نظرم آنها خیلی هم اشتباه نمی‌کردند. قدیما مردم ساده بودند، ساده فکر می‌کردند، پیچیدگی‌های الکی نداشتند، صادق‌تر بودند و حساب و کتاب‌های مادی توی کارشون نبود. بیشتر خودشون بودند، و ادا و اصول بی خود نداشتند. برای همین دلاشون صاف ‌تر و شفاف‌تر بود و بیشتر می‌تونستند به دلشون اعتماد کنند. ما هم تقصیر نداریم، زمانه عجیب‌ و غریبی. تعارف که نداریم ما و بقیه، با خود خودمان فاصله داریم. برای همین مشکل بتونیم به یک نگاه اعتماد کنیم. نه از خودمون که چی هستیم و چی‌ می‌خواهیم مطمئنیم، نه از طرف مقابلمون. برای همین خیلی بیشتر از گذشته‌ها لازم است که پای عقل رو وسط بکشیم و به اولین حرف دل خیلی اعتنا نکنیم.

نظر شما چیه؟ بازم حرف دارم، می‌بینم تان.

 
  لینک دائم


 

عشق حقيقی وجود دارد؟؟؟؟

 
چهارشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٦

نظر شما در باره عشق حقیقی چیست؟ اصلاً به نظر شما عشق حقیقی افسانه است یا حقیقت دارد؟ شاید هم معتقد باشید در زمانه ما افسانه شده و دیگر نمی‌تواند واقعیت داشته باشد. البته من هم فکر می‌کنم خیلی چیزها هست که در دوره و زمانه ما حقیقت پیدا کردنش سخت شده از جمله عشق‌های حقیقی.

وقتی کسی بگوید عاشق شماست، همینطوری و به صرف اینکه ادعا می‌کند باورش می‌کنید؟ مگر غیر از این است که امتحانش می‌کنید ببینید در عمل هم پای‌بند ادعای خود هست یا نه؟ و این امتحان را چطوری انجام می‌دهید؟

به نظر من که باید دید مدعی تا کجا پای ادعایش می‌ایستد و در چه شرایطی جا می‌زند. چه چیزهایی حواس او را از شما پرت می‌کند و خدای ناکرده به دنبال کس دیگری می‌رود. برای علاقه‌اش چقدر حاضر است از خودگذشتگی کند و رنج بکشد. به سرنوشت شما چقدر علاقه دارد؟ مسائل شما چقدر برایش مهم است؟ و ...

یک وقت‌هایی با خودم فکر می‌کنم اگر عشق بخواهد حقیقی باشد فقط می‌شود به آدم‌های حقیقی عشق ورزید. می‌پرسید یعنی چه؟ می‌گویم آدم‌هایی حقیقی، حقیقت‌جو هستند، سعی می‌کنند راست و درست زندگی کنند، ظاهربین و ظاهرگرا نیستند، چرخ زندگیشان با محبت می‌چرخد، ریا و دروغ توی کارشان نیست، اهل دوز و کلک نیستند، شجاعت دارند و ...خلاصه‌اش این است که فقط از "حق" می‌ترسند، و محک غلط و درست برای آنها نظر خداست.

به اینجا که می‌رسم به یاد این شعر می‌افتم که

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما

گفت آنکه یافت می‌نشود آنم آرزوست

بعدش می‌بینم مثل اینکه خدایی که عشق را آفریده نقشه‌اش این بوده تا آدم را عاشق خودش بکند، چون تا وقتی او که خوبترین و مهربان‌ترین و داناترین و دوست‌داشتنی‌ترین هست من به سراغ کی بروم که دوستم داشته باشد و دوستش داشته باشم و تا آخرش با من باشد و جا نزند.

شما چی فکر می‌کنید؟

 

 
  لینک دائم


 

 

 
شنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٦

همه ما در دوره‌ای از کودکی‌مون به افسانه‌هایی مثل سنیدرلا، زیبای خفته، پری‌دریایی، قصه‌ شاه پریان و مانند آنها علاقه داشته و با اشتیاق تمام کارتون آنها را تماشا کرده‌ایم. شاید هنوز هم به دیدن فیلم و کارتون‌ها آنها علاقمند باشیم و در کنار بچه‌های خود به تماشای آنها بنشینیم. «زنگ‌های خوشبختی برای شاهزاده و شاهزاده خانم به صدا در می‌آیند و آنها تا پایان عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌‌کنند».

واقعیت این است که افسانه‌های کهن بیان کننده رؤیاهای عمیق و دور و دراز بشر هستند و افسانه عشق رمانتیک نیز جایی در اعماق وجود ما ریشه دارد، اما چیز دیگری که نمی‌توان (غیر از موارد بسیار اسنثنائی) منکر آن شد این است که افسانه عشق رمانتیک در عین حال که جذاب است برای اکثر ما ناشناخته است و چه بسا تنها تصوری موهوم از آن داشته باشیم، ضمن اینکه ممکن است باعث شود با اعتبار دادن به احساسات و عواطف تند و تیز ظاهری، از فهم عشق حقیقی باز بمانیم.

اینها را گفتم که سر حرف را باز کنم تا بتوانم از عشق حقیقی برایتان بگویم. با من همراه باشید.

 
  لینک دائم


 

زبان بدن

 
شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

چشم‌هاي ما دريچه گشوده‌اي از هيجانات و احساسات ما بر روي ديگران هستند. اگر ما به

چشمان مخاطبمان خيره شويم ممكن است او تصور كند از او مي‌ترسيم و يا حالت تدافعي و

پرخاشگرانه به خود گرفته‌ايم. نگاه مستقيم و خيره گاهي به عشق و احساس قدرتمندي هم

 تعبير مي‌شود. اگر با مخاطب خود تماس چشمي كمي برقرار كنيم، اين رفتار ممكن است از

جانب او اينگونه معنا شود كه از او خجالت مي‌كشيم و يا انساني سلطه‌پذير در روابط هستيم و

يا كاملا برعكس، ممكن است اين‌طور استنباط شود كه خود را از او برتر مي‌دانيم و علاقه زيادي

 به اين ارتباط نداريم. اگر در يك ارتباط رو در رو،‌متعادل و عادي گاه‌گاهي به طرف مقابل نگاه كنيد

اين نشانه علاقه‌مندي به ارتباط است و احساس امنيت و اطمينان شما را نشان مي‌دهد. اگر در

يك گفتگو، تمايل داريد مطمئن و قاطع به نظر بياييد، خيره شدن به چشمان طرف مقابل،‌شما را

در جنگ قدرت برنده خواهد كرد و اين راهكاري مناسب در مصاحبه‌هاي شغلي است كه لازم

است آرام و مطمئن باشيد. نگاه كردن به چشمان تك‌تك افراد گروهي كه با آنها كار مي‌كنيد،

نشان مي‌دهد كه شما براي تك‌تك افراد گروه ارزش و اهميت قائليد. مديران، معلمان،‌اساتيد

گروه‌ها و كلاس‌ها بهتر است به اين نكته توجه خاصي داشته باشند.

 
  لینک دائم


 

من کی هستم؟

 
شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٦

                                TinyPic image

امروز مشغول شستن دست و صورتم بودم که چشمم توی آیینه افتاد. و دوباره همون سوال همیشگی به سراغم امد که من کی هستم؟؟

راستش مدتهاست که درگیر پیدا کردن این سوالم و البته که هر وقت امدم جوابی به این سوال بدهم، دیدم که انگار نمی شه!!!

گفتم: اسمم مهشید

و از خودم پرسیدم یعنی اگر اسمت یک چیز دیگه بود یک کس دیگه می شدی؟؟

پس من ، اسمم نیست

گفتم: شغلم....

و دوباره از خودم پرسیدم یعنی اگر معلم بودی یک کس دیگه بودی؟؟

پس من، یه چیزی غیر از اسم و شغلم هست.

گفتم: دوتا پسر دارم و تازگی هم خونه خریدیم.

و شنیدم که یعنی اگه دختر داشتی و هنوز مستاجر بودی یه کس دیگه بودی؟؟؟

و اینقدر این سوال و جوابها برایم تکرار می شه که به این نتیجه می رسم" من یک چیزی غیر از اسم، همسر ، مادر، خونه، فرزند، شغل، تحصیلات و.... هستم"

یه چیزی که قبل از اینکه درس بخونم بوده ام و حالا هم که لیسانس دارم هستم.

یه چیزی که ربطی به تعداد بچه ها و نوع شغل و میزان درآمدم نداره.

اما واقعا من کیستم؟؟؟؟

شما هم تاکنون درگیر این نوع سوال و جواب شده اید؟؟

 
  لینک دائم


 

بهار در راه است...

 
شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٥

                       

خانه تکانی ....

چه زیباست وقتی همه جا پاکیزه و سرشار از بوی خوش از نو شروع کردن می دهد.

خانه ی دلها را هم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

چه زیباست که به حساب . اصلی ترین کتاب زندگی رسیدگی کنیم.

این آغاز بر شما مبارکباد.

 
  لینک دائم


 

دوست داشتن

 
سه‌شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٥

با دوست داشتن همه چیز، در واقع خودتان را هم دوست می دارید. زیرا همه چیز صرفا نمودی است از خود شما.

در کتاب مقدس آمده: همسایه ات را مثل خودت دوست بدار

.

برای این کار لازم است که خودتان را در دیگری مشاهده کنید. عشق واقعی زمانی ممکن است که

 

همه چیز را به سان نمودی از " خود" بپندارید.

 

 

منبع: کتاب تعالیم معنوی

 
  لینک دائم


 

 

 
جمعه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٥

كلام، لوبياي سحرآميز

كلمات خود را سازنده‌اند. هستة يك درخت در درون خود داراي آن چيزي است كه لازم است آن را تبديل به درختي كند و ‌اين مثال كلام انسان است. آن مي‌تواند همان چيزي را به تجسم در آورد كه در خود دارد، قصد‌هاي گويندة خود را.

استخراج از كتاب تعاليم حق (جلد دوم)

وقتي سخن از قدرت عظيم و اقتدار باور نكردني كلام بالا مي‌گيرد سؤالاتي هم مطرح مي‌شود، سؤالاتي نظير‌اينكه: چگونه يك واژه يا يك كلمه، تبديل به يك "رويداد واقعي" مي‌شود؟ يا اگر كمي‌ باطني‌تر بخواهم همين سؤال را مطرح كنم، مي‌توانم بگويم: چگونه يك ارتعاش، يا ارتعاش يك كلمه، تبديل به يك اتفاق مي‌شود؟

يا كمي‌فيزيكي‌تر: چگونه نوعي انرژي يا چيزي شبيه به انرژي، تبديل به نوعي ماده يا رويداد بيروني مي‌شود؟

چه چيزي در كلمه هست كه به آن قدرت وقوع مي‌دهد؟ سوخت، يا انرژي لازم براي تبديل و تغيير و به جسم در آمدن آن از كجا تامين مي‌شود و از كجا مي‌آيد؟ و سؤالاتي نظير‌ اين‌ها.

وقتي مي‌خواهم جوابي براي‌ اين دست از سؤالات پيدا كنم، اولين چيزي كه به نظرم مي‌رسد ‌اين است كه خود كلمه، قدرت و انرژي لازم را براي واقع شدن، در خود ذخيره دارد و يا‌اين انرژي و قدرت از جايي از محيط بيرون بر آن وارد يا افزوده مي‌گردد و سپس در عالم بيرون تجسم پيدا مي‌كند

منبع: فصلنامه علم موفقیت ۱۶

 
  لینک دائم


 

 

 
جمعه ۱٥ دی ،۱۳۸٥

                   Image hosting by TinyPic

اي همه هستي، صدايم را بشنو، من به تو

 

وابسته‌ام! به من قدرتي بده، تا بر روي خاك نرم_

 

خويشاوند هر آنچه هست!_ راه بروم، و

 

چشم‌هايي تا ببينم و تواني تا درك كنم كه مانند

 

 

تو هستم، فقط با قدرت توست كه مي‌توانم در

 

برابر توفان‌ها ايستادگي كنم.

منبع: سرخپوستان بزرگ مي‌گويند_ نشر يا هو

 

 

برگرفته از:http://www.faribkari.persianblog.ir/

 
  لینک دائم



نویسندگان
الهه و الناز دوستانه


آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٧
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥


لینک دوستان
دورويي
هميشه تنها
همراهي ام كن
فهميدن با يك نگاه
ف مثل فريب
يكي بود يكي نبود
راه كدام چاه كدام
يا تو يا هيچکس
حريم عاشقی
چک نويس‌های حرفهای دلم
پينگر

پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
قالب ساز
خرید اینترنتی
persianblog fans


بازدید کننده یکتا


آمارگیر وبلاگ